تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهيات ( دانشنامه علائى ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
رويها چنان بود كه بود و بيرون چنان بود كه بود ، بودن چيزى از وى اولاتر نبود از نابودن ، چه « 1 » تا اكنون نابودى بود و اكنون بودن آمد ، چيزى از حال بگشت يا طبعى نو آمد يا خواستى « 2 » نو آمد يا عرضى « 3 » نو آمد ، و آن حال كه نو آمد اگر كسى از بيرون نياوردش سؤال هم بدان حال بجايست كه چرا از وى پيشتر نيامد و اكنون آمد ؟ خواهى آن حال طبع باد و « 4 » خواهى چيزى ديگر و خواهى اندر وى و خواهى جدا از وى . و اگر كسى ديگر آورد پس بايد كه فاعلى ديگر بود كه اندر وى يا بيرون از وى ، حالى « 5 » موجود آورد تا وى فاعل شود ، و اين را بيشتر شرح كرده آيد سپس از اين ان شاء اللّه تعالى .

( 16 ) پيدا كردن حال متناهى بودن « 6 » هر چه ورا « 7 » پيشى و سپسى است و متناهى بودن علتهاى خاص « 8 »

پيشى و سپسى يا بطبع است چنان كه اندر شمار است يا بفرض « 9 » چنان كه اندر اندازه‌هاست كه از هر كدام سو كه خواهى آغاز كنى ، و هر چه اندر وى پيشى و سپسى است بطبع يا [ 1 ] « 10 » وى مقدارى است كه
هامش
( 1 ) « يا » جملهء بعد را بجملهء « اندر وى پيشى و سپسى است بطبع » عطف گرفته است و هر دو جمله مبين « هر چه » هستند و خبر « هر چه » جملهء « وى متناهى است » مىباشد . ( خ ) .
( 1 ) مك 2 : چنان كه . ( 2 ) طم : خواهشى . ( 3 ) طم : عرض . ( 4 ) مك 2 : - و . ( 5 ) طم : حال . ( 6 ) مك 2 : - بودن . ( 7 ) مل : او را . ( 8 ) مج ، مك 1 ، مك 2 ، خاصه . ( 9 ) مل ، چه : بعرض . ( 10 ) طم : با .