تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
نفس نباتى و او » « 1 » كمال اوّل است مر جسم طبيعى آلى ر . [ لكن ] « 2 » از آن جهت كه از « آن » « 3 » مثل « وى » « 4 » پديد آيد ( و ) « 5 » آن را [ قوت ] « 6 » توليد خوانند . و از آن جهت كه جسم خويش [ را ] « 7 » زيادت كند به غذا « او را » « 8 » قوت نموّ « خوانند » « 9 » و از آن جهت كه « غذا قوت جسم » « 10 » خويش دهد ، آن را قوت غاذيه « خوانند » « 11 » . و غذا « جسمى باشد كه مانندهء » « 12 » آن جسم شود كه غذاى وى باشد « به قدر آنكه از آن جسم تحليل افتد و بيالايد زيادت از آن » « 13 » يا كمتر از آن [ يا برابر
هامش
( 1 ) - ل د م : اولى منقسم مىشوند بسه قسم يكى قوت نفس نباتى است و آن - ف ح : اول بسه قسم منقسم مىشوند يكى نفس نباتى و او - آ س : اول منقسم شود بر سه قسمت يكى نفس نباتيست و آن را - ح : اولى بسه قسم منقسم مىشود يكى نفس نباتيست و آن .
( 2 ) - در نسخ ديگر نيست .
( 3 ) - س آ : ازو .
( 4 ) - س آ ف : او .
( 5 ) - نسخ ديگر افزوده ظاهرا زائد است .
( 6 ) - ح ندارد ف : او را .
( 7 ) - س آ ندارد .
( 8 ) - نسخ ديگر : آن را ف : او .
( 9 ) - س : گويند .
( 10 ) - ف : غذا و قوت بجسم - آ : غذا جسم - س م د ل : غذاى جسم - ح : غذاء جسم .
( 11 ) - س آ : گويند .
( 12 ) - ف : جسم بود كه مانند .
( 13 ) - م د ل : بدان قدر كه از آن تحليل افتد و بيالايد يا زيادت تر از آن - س آ : بدان قدر كه از آن تحليل افتد و يا زيادت‌تر از آن و - ف : بدان قدر كه از آن جسم تحليل افتذ زيادت از آن يا كم از آن - ح : بدان قدر كه از آن تحليل افتد و بپالايد زياده‌تر از آن .