تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
نفس مردم « نيز » « 1 » هم قوت « فعلى » « 2 » دارد ، و آن ( قوت ) « 3 » تحريك [ و جنبانيدن ] « 4 » است و هم قوت « انفعالى » « 5 » دارد و آن قوت « ادراك و دريافتن » « 6 » است . و نام قوت بر هر دو ( معنى ) « 7 » بر سبيل اشتراك افتد . و اگر بر يك وجه استعمال كنيم . يك قسم بيرون « ماند » « 8 » و حدّ ناقص « شود » « 9 » . و امّا نام صورت از « اين » « 10 » جهت افتد كه « جسم مادت بود برين صورت را » « 11 » . و اين معنى در حق تحديد ( نقصان و ) « 12 » فساد كند ، چنان كه پيدا « كردم » « 13 » در كتاب برهان ، پس ( كمال ) « 14 » اولى [ تر ] « 15 » كه در حدّ آوريم . پس « گوئيم » « 16 » نفس كمال اوّلست « مر هر جسم را » « 17 »
هامش
( 1 ) - ف آ س ح م د : هم - نسخ ديگر ندارد .
( 2 ) - نسخ ديگر : فعل .
( 3 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 4 ) - ف س آ ندارد .
( 5 ) - نسخ ديگر : انفعال .
( 6 ) - س آ ف : ادراك - ل م د : دريافتن است .
( 7 ) - نسخ ديگر بحز نسخه ف افزوده .
( 8 ) - س : آيد - نسخ ديگر : افتد - از آ جملهء « و اگر بر يك وجه استعمال كنيم يك قسم بيرون ماند » ساقط شده .
( 9 ) - نسخ ديگر : باشد - از س ساقط شده .
( 10 ) - د م س ح آ ف : آن .
( 11 ) - س آ ف : جسم مادت باشد اين صورت را - ح : اين صورت را - م د : كه اين صورت .
( 12 ) - م د ح : افزوده .
( 13 ) - ف : كرده‌ايم - نسخ ديگر : كرديم .
( 14 ) - ف : لفظ كمال و نسخ ديگر افزوده : كمال - س آ ندارد .
( 15 ) - س آ ندارد .
( 16 ) - ف : كوئيم كه - ح س : پس . ف : مر جسم را و ليكن م د ح س آ ندارد .
( 17 ) - ف : مر جسم را و ليكن - م د س ح آ ندارد .