جرأتى و تغيير لون پديد آيد و همچنين در حق شهوت چون صورتى پديد آيد » « 1 » باشد كه « انتشار عضوى خاص پديد آيد » « 2 » و اين « هم » « 3 » آثار « طبيعت » « 4 » است كه از « جواهر نفس ، اگر چه بذات مفارق است در ذات بدن » « 5 » پديد آيد . پس ممكن باشد كه چون نفس مردم در شرف بغايت كمال رسد از آن نفس در عالم عنصر تأثيرها « باشد و از دعاى وى تا اثرها پديد آيد چون بارانها و برفها و ابرها » « 6 » و اگر هلاك قومى خواهد [ چون ] « 7 » صاعقه و ( آنچه ) « 8 » اسباب « وى » « 9 » پديد آيد و [ از ] « 10 » حيوانات و جمادات « افعال آيد » « 11 » كه از معهود بشر بيرون باشد .
هامش
( 1 ) - ف : در تن از آن سبب حرارتى و تغييراتى پديد آيد و همچنين در حق شهوت كه چون صورتى مشتهى پديد آيد - س آ : در تن حرارتى و تغيير لونى پديد آيد و همچنين در حق شهوت چون صورتى مشتهى پديد آيد - ح م د : در تن آدمى از آن سبب حرارتى پديد آيد .
( 2 ) - ف : انتشار عضو حاصل شود - م د : اعتبار عضوى خاص حاصل شود - در آ س نيست - ح : و باشد كه انتشار عضوى خاص حاصل شود .
( 3 ) - ل م د ح ف : همه - س آ ندارد .
( 4 ) - آ س م د ح : طبيعى .
( 5 ) - ف : جوهر نفس اگر چه مفارقت بذان در ذات بدن - س آ : جوهر نفس و اگر چه مفارقت بذات در ذات بدن - ح م د : جوهر نفس باشد اگر مفارق است بدان در ذات بدن .
( 6 ) - ح ف : حاصل شود يا از دعاى وى تأثيرها جون بارانها و برفها و ابرها پديد آيد - آ س : باشد از دعا وى كه در عالم بارانها و ابرها پديد آيد - م د : از دعاوى يا اثرها چون بارانها و برفها و ابرها كه .
( 7 ) - در نسخ ديگر نيست .
( 8 ) - س آ افزوده .
( 9 ) - س آ : وى باشد - نسخ ديگر : آن .
( 10 ) - ف ندارد .
( 11 ) - د م ح س آ ف : افعالى - نسخ ديگر : افعالى پديد .