شخصى » « 1 » باشد كه همه « معلومات » « 2 » بحدس دريابد بر طريق [ قياس و ] « 3 » حدّ اوسط . « و نيز باشد كه نفس را بتعليم هيج حاجت نيايد » « 4 » در تحصيل علم . و اين غايت [ رتبت ] « 5 » عقل نظرى باشد در حق مردم . و معلوم « است از » « 6 » فصول متقدم كه نفس مردم جوهرى است مفارق ( از مادّت ) « 7 » و آن اتصال كه به بدن دارد ، اتصال تدبير « است و سياستى ، و چون در نفس صورتى پديد آيد از جرأتى » « 8 » يا از « حركتى بعضى » « 9 » از اعضا ( مثلا ) « 10 » چون « صورتى كه » « 11 » از آن « عصب بجنبد » « 12 » ، پس « در تن از آن
هامش
( 1 ) - م د : كمال كه شخص - س آ : زيادت كه شخصى .
( 2 ) - جز س آ در نسخ ديگر ، معقولات .
( 3 ) - در م د ح نيست .
( 4 ) - س آ : و آن نفس نبى باشد كه وى را بتعليم حاجت نيفتد - ف : و باشد كه نيز چنين كس را بتعليم هيچ حاجت نيفتد - م د ح ل ، و باشد كه اين چنين نفس را بتعليم حاجت نيفتد .
( 5 ) - م د ندارد .
( 6 ) - ف : شده است از - ف : شده است در - س آ : است در .
( 7 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 8 ) - م د ح ف : است و سياست كه چون در نفس صورتى حاصل شود از حرارتى - س آ : و سياست و چون در نفس صورتى پديد آيد باشد كه از آن صورت اثرى طبيعى در بدن پديد آيد از حرارتى - در نسخه بدل اصل متن : خرابى - ظاهرا حرارتى درست است .
( 9 ) - س آ : حركت بعضى - م د : حركتى در بعضى - ف : حركتى .
( 10 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 11 ) - ف : صورتى - ح : صورت كه .
( 12 ) - س آ : غضب از آن بجنبد - در نسخههاى ديگر : غضب در حركت آيد - ظاهرا صحيح همين طور است چنان كه در كتاب معاد : « و الصورة الغضبيه التي ترتسم فى الخيال » .