بلى تنها ذات حق تعالى است كه هيچ موجود ويا مرتبهء وجودي بر آن مقدم نيست وبه همين جهت عدم واقعي در ساحت أو راه ندارد . پس نتيجة چنين است كه مجرّدات عالم دهر كه خود نيز به دو مرتبه : دهر أعلى ودهر أسفل منقسم است ، علاوة بر عدم ذاتي ( اعتباري ) مسبوق به دو عدم واقعي هستند : يكى عدم آنها در سرمد ودوم عدم هر مرتبهء ما بعد دهري در مرتبهء ما قبل خود .
وهمچنين حوادث جسماني زماني علاوة بر حدوث ذاتي واعتباري داراى حدوث زماني ودهري نيز هستند كه هر دو عدم واقعي است . خلاصه آنكه موجودات همه از مجرّد ومادي ، حادث هستند ومسبوق به عدم واقعي نفس الامرى . در مقابل ذات سرمدي عزّ مجده كه بتمام فروض قديم است وحدوث را به هيچ يك از معاني آن در آن ساحت مقدس راهى نيست .
دانشمند استرآبادي بدين طريق ميان عقيدهء مليين ( يعنى متكلمان ) ونظر فلاسفه ( پيروان استدلال ) جمع مىكند . ودر واقع با ابداع نظريهء حدوث دهري توفيق مىيابد يك نوع توافقى ميان متكلم وفيلسوف يا به زبان ديگر ميان شرع وعقل برقرار ساخته وبر أساس آن فلسفهاى نو را پىافكند .
القبسات — صفحة مقدمه 69
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
صمقدمه ٦٩