تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 67

مساهمون:

صمقدمه ٦٧
بر آنها واقواى وأكمل است نسبت به همه موجودات از حيث وجود . وعالم دهر فوق عالم زمان ومحيط بر آن است وموجودات آن اقواى جواهر وأكمل از موجودات عالم زمان است . وعالم زمان كه حوادث آن مادون همهء عوالم وموجودات آن ضعيف‌تر وناقص‌تر از همهء موجودات عوالم ديگر است . البتة اين بيان بدان معنى نيست كه موجودات زماني در وعاء دهر نيستند بلكه همهء موجودات ممكن أعم از مجرّد ومركب در وعاء دهر بنحو ثبوت وعدم تغير وبدون كميّت موجود هستند ، منتهى حوادث يوميه وموجودات زماني بطور متغير ومتكمم در وعاء زمان وجود پيدا مىكنند . خلاصه آنكه عالم أعلى واجد عالم أسفل نيز هست ولى عكس آن تحقّق ندارد . يعنى أسفل نمىتواند واجد أعلى باشد . يا به تعبير ديگر ناقص واجد كامل نيست ولى بعكس آن كامل واجد ناقص هست . پس از بيان اين مقدمه داماد مىگويد : همان طور كه حوادث زماني در حدى از حدود سلسلهء عرضيه زمان معدوم بوده‌اند ودر حدّ بعد موجود شده‌اند وبه همين جهت مسبوق به عدم واقعي هستند ، همچنين است امر در سلسلهء طوليهء عوالم سه‌گانه - سرمد دهر ، زمان - كه هر عالم مادون در مرتبهء عالم ما فوق خود بواقع معدوم است . بنا بر اين وجود واقعي عالم ما فوق بعينه عدم واقعي عالم مادون است ، ومرتبهء ضعيف وناقص عالم مادون در مرتبهء وجود كامل عالم ما فوق موجود نيست ، پس وجود نفس الامرى هر عالم ما فوق بعينه ظرف عدم نفس الامرى عالم مادون است . بنا بر آنچه ذكر شد ، روشن گرديد كه مرتبهء وجود نفس الامرى عالم سرمد بعينه مرتبهء عدم نفس الامرى عالم دهر ومجرّدات است ، پس معدوم بودن مجردات وهمهء ممكنات در مرتبهء عالم سرمد ، عدميت نفس الامرى وواقعي است . نتيجة اينكه عالم ممكنات ومجموع مجردات مسبوق بعدم واقعي ونفس الامرى هستند وحدوث دهري دارند وحدوث آنها واقعي است نه اعتباري چنان كه حكيم گويد ، ونه حدوث زماني چنان كه متكلم مىگويد . . . وهمچنين است حكم در مورد عالم دهر وعالم زمان