تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 68

مساهمون:

صمقدمه ٦٨
نسبت بيكديگر . يعنى وجود نفس الامرى عالم دهر بواقع عدم نفس الامرى است براي عالم زمان . بنا بر اين حوادث زماني علاوة بر حدوث ذاتي مسبوق به سه عدم واقعي هستند : 1 - عدم زماني 2 - عدم دهري 3 - عدم سرمدي ، وسلسلهء موجودات دهري مسبوق به دو عدم واقعي هستند : 1 - عدم دهري 2 - عدم سرمدي . اما عالم سرمدي مسبوق به هيچ عدمي در هيچ مرتبه‌اى نيست . حتى به اعتبار عقل هم هيچ عدمي بر عالم سرمد كه حاق حقيقت أعيان ومتن موجودات عينيه است سبقت ندارد « 1 » . بنا بر اين معلوم شد كه غير از ذات وصفات واجبي آن همهء عوالم وكليه موجودات مسبوق بعدم واقعي نفس الامرى هستند . وعقيدهء مشائيان واشراقيان كه عالم مجردات را فقط مسبوق بعدم اعتباري مىدانند استوار نيست ، همان طور كه نظر متكلمان در باب حدوث زماني كليهء عالم ممكنات أعم از مادي ومجرد ، نيز نااستوار است . بارى مقصود ميرداماد به تعبير ديگر چنين است كه : وجود موجودات عالم نفس الامرى است ووجود عالم أعلى بعينه عدم وظرف عدم موجودات عالم أدنى است ، پس عدم هر عالم أدنى در ظرف عالم أعلى عدم واقعي ونفس الامرى است ، پس همان طور كه عدم حادث زماني در زمان قبل از وجود آن عدم واقعي است ، عدم وجودي هر يكى از عوالم سلسلهء طوليه هم در مرتبهء ما قبل خود يعنى عالم فوق بر آن ، عدمي واقعي است . خلاصه آنكه حكيم قدسي ضمير ، حدود كلى مراتب وجود را كه از اشراق شمس حقيقت وجود بظهور پيوسته ونقص وكمال آن حدود را قبل وبعد فرض كرده وآن را بمنزلهء قبليت وبعديت زماني دانسته است . وهمان طور كه حوادث زماني كه هر يك بعد از ديگرى مىآيد وجود بعدى در مرتبهء وجود قبلي معدوم است وعدم آن واقعي است ، همچنين در سلسلهء طوليه حقيقت وجود نيز هر وجود ما بعدى در مرتبهء وجود ما قبل واقعا معدوم است .
هامش
( 1 ) - البتة از نظر عرفانى وبر مذاق عارفان كه مقام تعين أسمائي ذات را بعد از مقام لا تعين ذات مىدانند ، مقام تعين أسمائي مسبوق به عدم سرمدي مىشود .