تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 153

مساهمون:

صمقدمه ١٥٣
معقولات در حيّز زمان نيستند بلكه در حيّز دهراند وأشياء عقلي كه در عالم أعلى است تحت زمان قرار نمىگيرند ونفس وقتي از حيز زمان به حيز دهر منتقل گردد بازگشت به عالم عقلي مىكند وهمچون جواهر عقلي همهء أشياء را بصورت عيان صاف وپاك مىبيند « 1 » . أو كه حدوث را به حدوث ذاتي ودهري وزماني « 2 » تقسيم مىكند معتقد است كه در حادث زماني هر سه نوع حدوث متحقق است يعنى ذاتي است از جهت آنكه وجودش بالفعل است بعد از ليس مطلق در مرتبه نفس ذات به نحو بعديت ذاتي بر حسب طباع امكان ذاتي ، ودهري است از جهت حصول وجود بالفعل بعد از سبق عدم صريح در وعاء دهر به نحو بعديت دهري ، وزماني است از حيث اختصاص وجود آن كه حاصل بالفعل است بزمانى كه بعد از زمان عدم مستسر آنست در امتداد زمان بنحو بعديت زماني « 3 » . أو سپس مىگويد اينكه مسأله حدوث وقدم عالم جدلية الطرفين بشمار آمده زيرا در هيچ‌يك از دو طرف آن حجتي برهاني وجود ندارد مقصود حدوث وقدم ذاتي نيست وهمچنين نمىتوان توهم نمود كه حريم نزاع حدوث زماني باشد چگونه مىتوان گمان برد كه أفلاطون وسقراط وافاخم وامامان فلاسفه حدوث زماني را براي عالم أكبر اثبات كنند وبگويند كه خود زمان ومحل آن وحامل محل آن وجواهر مفارقه وجودشان مسبوق بزمان وذاتشان حاصل در زمان است . مسلما هر كه در دايرهء عقلا ومحصلان باشد چنين چيزى را تفوّه نمىكند وشريك ما در رياست ( ابن سينا ) راست گفته آنجا كه در در تعليقات چنين گفته است : اگر دربارهء أشياء سرمدي پرسيده شود كه آيا وقتي بوده
هامش
( 1 ) - قبسات ص 11 .
( 2 ) - سبزوارى تعريف حدوث ذاتي وزماني را چنين بنظم در آورده :ويوصف الحدوث بالذاتي وذا * قبلية ليسية الذات خذاأو عبرن بالعدم المجامع * كما يكون سبق ليس واقعمنصرم ينعت بالزمانى * كالطبع ذي التجديد كل آنرجوع شود به شرح منظومه ، ص 112 .
( 3 ) - قبسات ص 19 .
القبسات — صفحة مقدمه 153 | السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )