كه آنها موجود نبودهاند مانند اينست كه گفته شود : آيا زماني بوده است كه در آن زماني نبوده باشد « 1 » .
ميرداماد موقف أفلاطون وأرسطو را در اين مورد چنين بيان كرده است :
امام حكمت أفلاطون الهى وشش فيلسوف سابق بر أو معتقداند كه عالم أكبر با جميع اعضا واجزايش از ابداعيات وكيانيات يعنى همهء آنچه كه در عالم خلق وامر است از هيولانيات وقدسيات حادثاند وسرمدي الوجود نيستند وخداوند مبدع وصانع آنهاست . ومعلم مشائيان يونان أرسطو وگروهى از شريكان ويارانش همچون شيخ يوناني « 2 » وابرقلس « 3 » وثامسطيوس « 4 » وإسكندر افروديسى « 5 » وفرفوريوس « 6 » واقران آنان معتقدند كه برخى از عالم أكبر همچون اشخاص مبدعات وطبائع أنواع وأجناس قديم الوجود وسرمدي الدواماند وخداوند مبدع آنهاست واز عالم كبير فقط شخصيات مكونات هيولانى كه ذات وجودشان مرهون به امكانات استعدادي است حادثاند وخداوند فعال صانع آنهاست « 7 » .
وپس از آن گفتهء شريك تعليمي خود فارابى را از كتاب الجمع بين الرأيين نقل مىكند كه گفته است گمان نمىرود كه أرسطو معتقد به قدم عالم بوده وأفلاطون
هامش
( 1 ) - قبسات ص 25 .
( 2 ) - مقصود از شيخ يوناني افلوطين يا پلوتنPlotinusاست .
( 3 ) -Proclusابرقلس همانست كه قفطى أو را « القائل بالدهر » خوانده وأو شبهاتى در مورد خلق عالم كرده كه شهرستانى آن را نقل كرده وهمين شهرستانى گويد كه من خود كتابي در اين مورد نوشتهام وشبهات أرسطو وتقريرات ابن سينا را بيان ونقض كردهام . از كساني كه برد ابرقلس پرداختهاند يحيى نحوىJohn Philoponosاست كه غزالى در رد بر فلاسفه در مسأله خلق عالم از آن استفاده كرده است . رجوع شود به فيلسوف رى محمد بن زكرياى رازي ، ص 105 .
( 4 ) -Themistius.
( 5 ) -Alexander Of Aphrodisias.
( 6 ) -Porphyry.
( 7 ) - قبسات ص 25 .