شرح آيات :
كيفر سكوت
[ 65 ] فرجام بد قوم ثمود كه به سبب گردن كشى از حق به تدريج به آن گرفتار شدند فرا رسيد : آنان شتر را كه معجزهء الهى بود كشتند . اين معجزه را خود خواسته بودند و وجود شتر زيانى به حال آنان نداشت / 89 بلكه سودمند بود ، و اين شتر را ستمكارترين فرد كشت . وى يك تن بود ، امّا چون همه به كار او راضى شده سكوت كردند ، در گناه او شريك شدند و خداوند خطا را به همهء آنان نسبت داد .
فَعَقَرُوها فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ
- پس ماده شتر را پى كردند . گفت : سه روز در خانههاى خود از زندگى برخوردار شويد و اين وعدهاى است عارى از دروغ . » سلطهء سياسى يا اجتماعى يا اقتصادى فاسد بود كه در فضايى از انقياد ساده به كشته شدن « ناقه » انجاميد و اين نتيجهء طبيعى جمود ، تقليد و نازش به دست آوردها بود . وضع خود كامگيها در سراسر تاريخ چنين بود . مردم را به خواب خوش دست آوردهاى مادّى مىبرند و توان انديشهء سالم را از آنان مىگيرند و آن گاه به استثمار و بهره گيرى از نيروهاى آنان ، هر گونه بخواهند مىپردازند و بى آن كه ترسى از تمرّد و مقاومت داشته باشند ، به پرتگاههاى هلاكتشان مىاندازند .
[ 66 ] قدرتهاى استكبارى با قوم ثمود چنين كردند ، امّا گناهكار اصلى خود ثمود بود ، چرا كه در آغاز در برابر قدرتها ساكت ماندند . خرسندى در برابر خود كامگى نخستين گام به سوى كشتارگاه است زيرا خود كامگان گرامىترين چيز يعنى خرد و انديشه را از آدمى مىگيرند و در نتيجه زيان از سود بيشتر مىشود . از همين رو بود كه فرمان قاطع خدا ( عذاب ) به ثمود رسيد .
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ
- چون امر ما فرا رسيد ، صالح را با كسانى كه به او ايمان آورده بودند به رحمت خويش از خوارى آن روز نجات بخشيديم ،