/ 92
آيا از كار خدا در شگفت هستى ؟
رهنمودهايى از آيات :
قرآن مجيد به سياق خود قصّهء رسالت در زمان ابراهيم ( ع ) را دنبال مىكند و ضمن تلخيص قصّه آن را به داستان قوم لوط مىپيوندد . سخن را با فضايى از سلام و مژدهء آميخته به ترس مىآغازد : فرشتگان بر ابراهيم نازل مىشوند و به او مژده مىدهند كه « فرزندانى » خواهد داشت كه خط او را پى خواهند گرفت و دشمنانش را نابود خواهد كرد .
ابراهيم براى ايشان خوراك گوسالهء بريان آورد ، امّا نخوردند و وى بيمناك شد و پرسيد كه چرا نمىخورند . گفتند : ما فرستادگان خدا به سوى قوم لوط هستيم .
در اين ميان زن او كه بر سر نماز يا سرگرم پذيرايى از مهمانان بود ، از شگفتى و شادى به سبب هلاك قوم لوط خنديد . خداوند او را به ولادت اسحاق و پس از او يعقوب بشارت داد . زن سخت شگفت زده شد و فرياد زد : من چگونه مىتوانم صاحب فرزند باشم حال آن كه زنى سال خوردهام و شوهرم پير است ؟ ! فرستادگان گفتند : چرا از كار خدا در شگفتى ؟ خاندان شما مشمول رحمت و بركات الهى ، و خدا ستوده و و الا مقام و نيكوكار است .
/ 93 بدينسان خداوند قصّهء اصحاب لوط را ، كه موضوع رسالت ابراهيم ( ع ) بود و ابراهيم سوى آنان نيز فرستاده شده بود ، زمينهسازى كرد .
شرح آيات :
ابراهيم و مژدههاى سه گانه
[ 69 ] ابراهيم ( ع ) در تبليغ يگانه پرستى پايدارى مىكرد و هيچ گونه شك و