ديگر آنان به آياتى كه نازل گرديده كافر شدهاند ، چه ضمانتى هست كه به آيات جديد ايمان بياورند ؟ آيا احتمال قوى نمىرود كه همين آيات را هم انكار كنند چنان كه آيههاى پيشين را منكر شدند ؟ ! نتيجه آن كه مشكل آدمى روش فكرى اوست كه اگر درست باشد قادر به تفكّر سالم بى آن كه مانعى براى رسيدن او به معرفت باشد خواهد بود و معرفت منتهى به حكمت مىشود كه خدا دربارهء آن فرمود :
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
- . قرآن كريم در آيات بسيارى عوامل وادارندهاى را به كار مىبرد تا روش فكرى آدمى را اصلاح كند و براى اين منظور طبيعت را از نو براى ما تصوير مىكند تا ما را بدان متوجّه سازد ، چنان كه گويى از پيش نديده بوديم .
/ 294
شرح آيات :
نشانههايى براى آنان كه مىانديشند
[ 3 ]
وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ
- اوست كه زمين را بگستراند . » جزئيّات جهان هستى را ناگزير به يك محور بايد ارتباط داد تا اين جزئيّات همهء كوششها و اعمال ما را به خود مشغول نكند و فرقها و اختلافهايى كه پيدا شده ، به سبب همين عدم ارتباط است و در صورتى كه همه را با هم بنگريم به مدبّرى واحد يعنى خدايى كه جزئيّات را تدبير و آنها را اداره مىكند پى مىبريم .
با توجّه به اين طرح در پيرامون خود چه مىبينيم ؟ :
زمين را كه تودهاى بزرگ شناور است مىبينيم تا آن جا كه چشم كار مىكند گستردگى دارد و كاملا گرد نيست تا ساختن بناها و نيز زراعت بر آن آسان باشد . بين كروى بودن و گستردگى زمين منافاتى نيست . زمين مدوّر است امّا از هر سو نگاه كنى گستردهاش مىبينى و خود اين گستردگى دليل ديگرى بر كرويّت آن است ، زيرا هر قدر كه به خط مستقيم حركت كنى زمين را گسترده مىبينى تا به جاى نخستين باز مىگردى .
وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً
- و كوهها و نهرها را در آن قرار داد . »