بود اگر اين كار صورت مىگرفت .
امّا يعقوب بديهاى فرزندان و تعصّب دشمنانهء ايشان را ، حتى در برابر برادر كوچك سالشان ، با « صبر » پاسخ داد .
فَصَبْرٌ جَمِيلٌ
- پس مرا صبر جميل بهتر است . » يعنى من صبرى نيك در برابر حيلهء شما و نيز كارى كه نفس امّاره در نظر شما آراست دارم . از سختى بلا نمىهراسم و زارى نمىكنم تا مبادا رشد و نيروى تحمّلم را از دست بدهم ، و شك نمىكنم كه به ارادهء الاهى سختى از ميان خواهد رفت . به رغم خواستهء نفس ، كار و تلاش را رها نمىكنم در انتظار اين كه مصيبت خود يا به مدد غيبى از ميان برود ، و افزون بر عامل زمان ( صبر ) ، ساير عوامل موفقيّت : حسن تدبير ، كوشش و توكّل را نيز خواهم داشت تا خدايم يارى دهد .
سرانجام سخن بعدى به كلام زيبايى خاصّى مىبخشد كه خداوند از زبان يعقوب مىگويد :
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
- شايد خدا همه را به من باز گرداند كه او دانا و حكيم است . » [ 84 ] يعقوب موقّتا فرزندان را ترك گفت ، امّا عواطف آنان را برانگيخته بود ، عواطف فرزندان نسبت به پدر سال خورده كه مصائب او را رنجور ساخته و چشمانش از اندوه نابينا شده بود .
وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ
- روى خود از آنها بگردانيد و گفت اى اندوها بر يوسف و چشمانش از غم سپيدى گرفت . » گويا استمرار رنج و مصيبت قدرت بينايى را از يعقوب گرفته و سياهى چشم او به / 253 سفيدى گراييده بود چنان كه در سال خوردگان باشد ، و اين لزوما فقط به سبب گريه نبوده ، زيرا غم نهانى كه آدم غمگين آن را فرو خورد اثرش از گريه بيشتر است ، از اين روست كه خدا گفت :
فَهُوَ كَظِيمٌ
-