عَظِيمٌ
- چون ديد جامهاش از پس دريده است گفت : اين از مكر شما زنان است كه مكر شما زنان مكرى بزرگ است . » به زليخا گفت : « اين حيلهء توست و حيلهء شما زنها بزرگ است » ، يعنى اين واقعه از زن سر زده كه زنان سخت حيله گرند .
« كيد » خواستن امرى است كه دوست نداشته باشند چنان كه زليخا از يوسف امرى خواست كه وى دوست نداشت و در آيه اشاره است به اين كه شروع زنا از زن است و زن براى مرد سبب فتنه است و زن نبايد بر مردم فتنهگرى كند .
[ 29 ] آن گاه عزيز رو به سوى يوسف كرد و گفت تا خاموش باشد و قضيه را ناديده انگارد و باعث رسوايى زن نشود ، امّا دربارهء زنش به اين بسنده كرد كه او را به آمرزش خواهى از خطاى خود فرا خواند .
«
يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئِينَ
- اى يوسف ! زبان خويش نگه دار ، و اى زن از گناه خود آمرزش بخواه كه تو از خطا كارانى . » از آيه چنين پيداست كه زنا در بين مردم آن سرزمين شايع بوده و تا آن درجه زشت شمرده نمىشد كه به غيرتشان بربخورد و گرنه چگونه ممكن بود كه شوهر به رأى العين ببيند كه زنش با غلام خود مراودهاى دارد و خاموش باشد ، و مىبينيم كه عزيز به غلام خود امر مىكند كه از قضيّه در گذرد و خواستار كيفر مرتكب نباشد .
/ 189
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 30 تا 34 ]
وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 30 ) فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلاَّ مَلَكٌ