تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
- ما او را در گمراهى آشكار مىبينيم . » پيداست كه زنان مصر زن عزيز را خطا كار مىدانستند ، امّا نه به سبب قصد ارتكاب زنا ، بلكه معتقد بودند چرا بايد به حدّى سقوط كند كه با غلامش كه از تيپ آنان نبود چنين قصدى داشته باشد ؟ ! [ 31 ] زن ملك مصر از توطئهء زنان شهر كه مىخواستند موضوع / 193 عشق او را دستاويز قرار داده ، سبب تنزّل مقام او گردند آگاه شد و خواست آنان را دچار عشق يوسف كند تا خود را از مخمصه برهاند . مجلسى از زنان ساخت و به هر كدام از آنان كاردى براى بريدن ميوه داد و فرمان داد كه يوسف وارد مجلس شود .
فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً
- چون افسونشان را شنيد نزدشان كس فرستاد و براى هر يك متّكايى ترتيب داد تا تكيه دهد . » « مكر » يعنى توسّل به حيله در راه مقصود . شايعه پراكنى زنان دربارهء زليخا « مكر » خوانده شده است ، زيرا آنان از شايعه مراد ديگرى داشتند مثلا فرو افكندن زليخا از شأن و منزلت يا قصد رسيدن به يوسف و آگاهى از علّت شيفتگى زليخا به او . « متّكأ » به معنى متّكأ و پشتى و كنايه از سفره يا دست كم نشست طولانى كه سبب آسايش باشد . آيه دلالت دارد كه در مجلس خوردنيى تدارك ديده بودند كه نياز به كارد داشته است .
وَ آتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَ قالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ
- و به هر يك كاردى داد و گفت : بيرون آى تا تو را بنگرند . » و يوسف هنگامى به مجلس در آمد كه زنان مشغول خوردن بودند .
فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ
- چون او را ديدند بزرگش شمردند . » يعنى يوسف به سبب شكوه و زيبايى در نظر آنان بزرگ جلوه كرد .
وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ
- و دست خويش ببريدند . » و از شدّت تحيّر دستهاى خود را بريدند .