[ من دبر ] : از پشت .
[ الفيا ] : يافتند .
[ من قبل ] : از جلو .
/ 183
مراحل مبارزه
رهنمودهايى از آيات :
گفتيم كه يوسف از قبول خواستهء زليخا ابا كرد ، امّا چرا ؟
زيرا برهان خدا را ديد و نعمتهايى را كه خدا به وى بخشيده بود ، به ياد آورد و متوجّه شد كه گناهكاران رستگار نمىشوند . از اين رو خداوند وى را از پى آمدهاى مادّى و معنوى زنا رهايى داد . يوسف خود را به خداوند سپرده بود و خداوند نيز او را از خاصّان قرار داد و حمايتش كرد . يوسف خواست به طرف در بگريزد ، زليخا مانع شد و پيراهن يوسف را از پشت گرفت و پيراهن پاره شد . اتفاقا شوهر زليخا پشت در بود . زليخا زبان به تهمت گشود و ادّعا كرد كه يوسف به او قصد بد داشته است و از عزيز خواست كه او را زندانى يا تعذيب كند . يوسف گفت : « زليخا خواستار زنا بوده است و من امتناع كردهام » . يكى از افراد خانوادهء عزيز شهادت داد و گفت : « اگر پيراهن از پشت پاره شده باشد كار زن است كه گرفته و پاره كرده ، و اگر از جلو باشد يوسف قصد تجاوز داشته و او در مقام دفاع بوده كه پيراهن پاره شده است » . عزيز نگريست و ديد كه پارگى پيراهن از پشت است / 184 و به يوسف گفت تا دورى گزيند و به زن گفت استغفار كند چرا كه خطا كرده است .
بدين سان بار ديگر يوسف از پيشامد سوء نجات يافت و به فرض اگر يوسف خواستهء زليخا را اجابت كرده بود و شوهر زليخا بر آن دو وارد مىشد فرجامش چه