تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
- و بدين سان يوسف را در زمين مكانت داديم تا به او تعبير خواب بياموزيم و خدا بر كار خويش غالب است ولى بيشتر مردم نمىدانند . » مردم چنين مىپندارند كه حوادث زمان بى اراده و تصادفى است و نمىدانند كه در وراى آنچه صدفه خوانده مىشود ارادهء حكيمانه‌اى هست و در وراى نظامها و آيين‌هاى طبيعى تدبير استوار خداوند سبحان وجود دارد . تدبير الاهى چنين اقتضا مىكند كه گروهى به يوسف بى رغبت باشند تا عزيز مصر او را بخرد ، و نيز تدبير ايجاب مىكند كه او را نكشند بلكه در چاه افكنند و نيز نخستين قافله‌اى كه از آن جا مىگذرد رهسپار مصر باشد و بدين سان آنچه تصادفات و اتّفاقات خوانده مىشود به هم برسند و سرانجام يوسف سرور مصر گردد . [ 22 ] يوسف به جوانى و سپس به سنّ رشد رسيد و خداوند بخشنده به وى نبوّت و علم بخشيد .
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ
- و چون باليدن يافت . » ( چنين مىنمايد كه رسيدن به « اشدّ » به معنى رسيدن به سنّ رشد است ) .
آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً
- حكمت و دانشش ارزانى داشتيم . » « حكم » سلطهء الاهى است كه در نبوّت شكل مىگيرد ، حال آن كه « علم » دانش احكام شرعى است و آنچه از متغيّرات زندگى بدان مىپيوندد .
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
- و نيكوكاران را چنين پاداش دهيم . » چون يوسف به مردم نيكى كرد و به خاطر آنان دشواريها را برتافت ، خداوند او را به پيامبرى برگزيد / 180 و به سوى مردم فرستاد . زيرا مهم‌ترين صفت پس از پاكى و راستى كه پيامبر بدان نياز دارد دوست داشتن مردم و نيكى به آنان است . [ 23 ] زن عزيز مصر از يوسف خواست كه با او همبستر شود و مقدّمات آن را از قبيل آرايش خود و بستن درها فراهم كرد و آن گاه او را به خواستهء خود فرا خواند .
وَ راوَدَتْهُ
- با ملايمت و مكر و فريب از او خواست . »