تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
( « مراوده » خواستن كارى با ملايمت و نرمى است تا شخص آن را انجام دهد ) . زن عزيز به اين بسنده نكرد كه دست يوسف را باز گذارد چنان كه خصلت زنان است ، بلكه با انواع ناز و غمزه و آراستن خود از او كام خواست و به اعتبار اين كه بانوى خانه‌اى بود كه يوسف در آن جا خدمت مىكرد سلطهء خود را به كار گرفت ، چنان كه خداوند فرمود .
الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ
- و آن زن كه يوسف در خانه‌اش بود در جستجوى تن او مىبود . » يعنى خود او را خواست نه آن كه برايش خدمت كند چنان كه عادتا از غلام همين خدمت را مىخواهند .
وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ
- و درها را بست و گفت : بشتاب . » درها را بست و گفت : « بيا كه شرايط ، آماده است » . امّا يوسف به سختى و بىترديد خواستهء او را رد كرد .
قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ
- گفت : پناه مىبرم به خدا ، او پرورانندهء من است و مرا منزلتى نيكو داده . » خداست كه زيبايى و سلامت و نيز منزلتى / 181 در خانهء عزيز مصر به او بخشيده است نه عزيز يا زنش ، « 8 » از اين رو روا نيست كه نعمت خدا را ناسپاسى كند و مرتكب زنا گردد و آدم بدكار رستگار نمىگردد ، زيرا به خود ستم مىكند و به راه نادرست مىرود .
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
- و ستمكاران رستگار نمىشوند . » به رغم آن كه كار بد ظاهرى فريبنده دارد ، امّا بد فرجام است .
هامش
( 8 ) - مراد از « ربّ » صاحب خانه يعنى عزيز مصر است كه يوسف در خانهء او تمكين يافته بود ، چنان كه پيش از اين اشاره شد ( ج . ش . ) .