تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
خدا دورهء تازه‌اى را در زندگى خاندان آغاز كند و به عواقب امور و نيز وحى دانا باشد . يعقوب ( ع ) يوسف ( ع ) را ، پيش از آن كه خوابش را تفسير كند ، بر حذر داشته و گفته بود كه آن را به برادران نگويد ، زيرا شيطان كه دشمن آشكار آدمى است ، برادران را به كارهاى سوء بر ضدّ او بر مىانگيزد . رشك برادران كه پيش از رؤيا وجود داشت ، سبب شد كه بر جان او توطئه كردند و / 162 گفتند : « پدر ما به راه خطا مىرود كه برادر كوچك ما يوسف را دوست مىدارد و به ما كه بزرگ و با يكديگر متّحديم توجّه نمىكند . ما بايد با كشتن يوسف يا تبعيد او از وى خلاص شويم و پدر فقط به ما متوجّه باشد » . يكى از آنان از راه دل سوزى گفت كه « وى را نكشند بلكه در چاهش بيندازند تا كاروانى رهگذر او را برگيرد » .

شرح آيات :

رؤيا ديدگاهى براى آينده

[ 4 ] يوسف دوازدهمين پسر يعقوب ( اسرائيل ) و يعقوب نوهء ابراهيم خليل اللَّه و پسر اسحاق بود . يوسف با وجود كوچك سالى شايسته‌ترين پسران بود و از همين رو خدا او را برگزيد تا وارث رسالت باشد ، زيرا «
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
» . در يكى از روزها به هنگام صبح يوسف شتابان نزد پدر آمد تا جريان خواب شگفت‌آور خود را به پدر بگويد و در اين زمان دوازده بهار از عمر او گذشته بود . چه خوابى ديده بود ؟ يازده ستاره و نيز خورشيد و ماه را ديده بود و سخت ترسيده بود چرا كه گويى همهء آنها به وى سجده مىكردند .
إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
- آن گاه كه يوسف به پدر خود گفت : اى پدر ! من در خواب يازده ستاره و خورشيد و ماه ديدم ، ديدم كه سجده‌ام مىكنند . » [ 5 ] نخستين پندى كه يعقوب به پسرش داد ، پيش از آن كه خواب را تفسير كند ، بر حذر داشتن او از برادران بود كه مبادا حسد كنند .