حال اختلاف در كتاب از آن جا ناشى بود كه در خدايى بودن آن شك كردند .
البته فرصت داده شده نيز دايمى نيست بلكه محدود به پايان آن فرصت و مهلت است كه آن گاه خداوند كارهايشان را كه به آنها مطلع است فاش و به آنها رسيدگى خواهد كرد .
امّا تو اى پيغمبر بايد كه بر حسب فرمان خدا پايدارى كنى و همچنين شما اى مؤمنان بايد استقامت ورزيد / 135 و از حدود تجاوز نكنيد ، خدا به اعمالتان بيناست .
شرح آيات :
[ 110 ] خداوند قرآن را فرستاد تا در اختلافى كه دارند داورى كند ، آنان در خود قرآن اختلاف كردند و آن را بر خواهشهاى نفسانى خود تطبيق نمودند ، زيرا در حقيقت نه به كتاب آسمانى بلكه به خواهشهاى نفس خود ايمان آورده بودند و اگر اين نبود كه دنيا جاى آزمايش است پذيرندگان كتاب را تأييد و پيروان هواى نفس را خوار مىكرد .
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ
- به موسى كتاب داديم . در آن كتاب اختلاف شد ، اگر نه حكمى بود كه از پيش از جانب پروردگارت صادر شده بود . » يعنى در كتاب اختلاف كردند و اگر سخن خدا مبنى بر تأخير عذاب به روز قيامت يا روز پايان مهلت كافران و پيروزى مؤمنان نمىبود آنان را كيفر مىداد .
لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
- ميانشان داورى شده بود . » يعنى به نوع ديگر دربارهء منكرين حكم مىكرد نه آن كه كتابى براى ايشان بفرستد كه آنان را سودمند نيفتد و به سبب طغيان و پيروى از هواى نفس هدايتشان نكند .
وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ
- كه ايشان در آن كتاب سخت در ترديد بودند . » اختلاف در كتاب دليل شك كردن در آن است .