او پيروى كردند . بنا بر اين روا نيست كه كسى از ديگرى پيروى كند كه او را به راه راست نمىبرد بلكه گمراهش مىكند .
[ 100 ]
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصِيدٌ
- اينها اخبار قريههايى است كه براى تو حكايت مىكنيم ؛ قريههايى كه بعضى هنوز برپايند و بعضى ويران . » قريههايى باقىاند و قريههايى ديگر از ميان رفتهاند . باقىها اگر ظالم به نفس باشند نابود خواهند شد امّا آنها كه از ميان رفتهاند مانند مزرعهاى هستند كه درويده باشد و چيزى از آن بر جاى نماند . نابودى اين قريهها مايهء عبرت ماست .
پند قريههاى از ميان رفته
[ 101 ] پندى كه اين قريهها به ما مىدهند در آيهء بعد است كه خدا فرمود :
وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
- ما به آنها ستم نكرديم بلكه خود به خود ستم مىكردند . » خداوند زندگى خوشى به مردم اين قريهها بخشيد و فرصتى براى هدايت داد و در مواردى كه خطر آنان را تهديد مىكرد مصلحانى فرستاد . اينان آنچه در توان داشتند به كار بردند . بيم و اميد دادند ، / 125 آيات الهى را ياد كردند ، به بيدار ساختن خردها پرداختند و هر چه مىتوانستند كردند جز هدايت اجبارى . امّا كافران از فرصت هدايت بهره نگرفتند ، به ستيزه و مبارزه و گردن كشى و ظلم به نفس ادامه دادند .
انحراف اصلى اين بود كه در راه پرستش خدايان رنجها كشيدند امّا اين خدايان در لحظهاى كه عذاب سخت الهى فرا رسيد به فرياد آنان نرسيدند و نتوانستند ياريشان كنند .
فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ
- و چون امر پروردگار تو فراز آمد خدايانى كه به جاى خداى يكتا مىپرستيدند هيچ به كارشان نيامدند . »