( همان ) را مىبيند . » با اين توجه كه در اين دو آيه نگفته است : « جزاى آن اعمال را مىبيند » ، بلكه فرموده است : « خود آن اعمال را خواهد ديد . »
اين عملهاى چو مار و كژدُمَت * مار و كژدم گردد و گيرد دمُت
9 . آية اللّه طباطبائى : در تبريز كسى بود كه از روى همين علوم عدد ، مىتوانست طرف مورد حاجت آدم را نهتنها بشناسد ، بداند كجاست ، خانهاش كجاست ، و . . . بلكه حتى شمارهء تلفنش را هم مىتوانست استخراج كند ! « 1 »
10 . مرحوم علّامه طباطبائى فرمود : « روزى مريدى از عارف كاملى اذن خواست كه در حضورش ، بيتى سرشار از معرفت ، با آهنگى مناسب و نيك ، خوانده شود . آن عارف بزرگ پاسخ داد : " در اين صورت با شنيدن آن بيت ، جان خواهم داد ! " . . . سرانجام به خواستهء مريد و اطرافيان احترام نهاد و اذن داد كه بخوانند . وقتى شعر خوانده شد ، مرغ روح استاد به عرشيان پيوست . » « 2 »
11 . استاد امجد : آية اللّه طباطبائى : از فرنگ برگشتهاى در مجلسى منكر وجود جنّ شد . يكى از عالمان حاضر در مجلس ، رو به وى كرد و گفت : « دستت را به جيب ببر ! » دستش را به جيب برد . سپس آن عالم گفت : « بيرون بياور ! » فرنگزده دستش را بيرون آورد و مشاهده كرد كه نجاست بر كفش نهاده شده است ! عالم گفت : « اين را جنها ( از جايى ) آورده و بر كفت گذاشتند . حالا هم منكر وجود جنى ؟ ! »
12 . آية اللّه بهجت : علّامه طباطبائى : استادمان ، آية اللّه محمد حسين اصفهانى فرموده بودند كه « از خدا خواستهام از اينجا بروم برزخ و از برزخ ديگر برنگردم . » مقصود ايشان را نمىدانستيم . ايشان قبل از اذان صبح بيدار مىشد . رفتيم و ديديم وفات يافته است ؛ آن وقت فهميديم كه « از اينجا بروم برزخ و از برزخ ديگر برنگردم » يعنى چه . « 3 »
هامش
( 1 ) . اسوهء عارفان ، ص 40 ( به نقل از عبد اللّه جوادى آملى ) .
( 2 ) . اسم مستأثر در وصيت امام و زعيم اكبر ، ص 11 ( با تغييرى در عبارت ) .
( 3 ) . در محضر آية اللّه بهجت ، صص 224 و 225 .