17 . مرحوم طباطبائى يكى از شاگردان خود را كه رهسپار نجف اشرف بود ، در امور معنوى و عرفانى ، تنها به آية اللّه حاج عباس هاتف قوچانى احاله كرده بود . « 1 »
18 . دربارهء آية اللّه محمد رضا مظفر - صاحب المنطق و اصول الفقه - مىفرمود :
« عربها نوعا ذوق معقول ندارند ، اما ايشان جامع معقول و منقول است . » « 2 »
19 . مرحوم علّامه ، پس از اينكه شاگردان خودشان را درس حكمت مىدادند ، آنان را مىفرستادند نزد مرحوم مهدى الهى قمشهاى تا عرفان بخوانند ؛ مانند آقا سيد مصطفى خمينى و شهيد مطهرى . « 3 »
20 . حضرت علّامه به ديوان حافظ شيرازى علاقهى ويژهاى داشتند . برخى اوقات كه در محضرشان يكى از اشعار زيباى حافظ خوانده مىشد ، ايشان به توضيح و تفسير آن مىپرداختند . « 4 » حتى تجزيه و تحليلى بر اشعار حافظ نوشته بودند ، اما آنها را از ميان بردند . « 5 » شبهاى چهارشنبه براى گروهى خاص از شاگردان ، شرحى بر ديوان حافظ مىفرمود ، يك نفر شعر را مىخواند و علّامه تفسير مىكرد . « 6 » مرحوم علّامه به ديوان لسان الغيب تفأل هم مىزدند ، « 7 » و به تصحيح و طبع « قدسى » ديوان او علاقه داشتند و مىفرمودند : « حافظ ( در زيبايى و ظرافت بيان و بلندى محتوا در ميان شاعران ) دومى ندارد . » روزى نيز بر مرقد حافظ حاضر شده و آنجا متوجه مىشوند كه حافظ شيعه بوده است و آن غزل هم كه با مصراع
« اى دل غلام شاه جهان باش و شاد باش ! »
آغاز مىشود
هامش
( 1 ) . روح مجرد ، ص 12 .
( 2 ) . محمود امجد .
( 3 ) . مجله كيهان فرهنگى ، خرداد 1381 ، ص 15 ( از بيان امير محمود انوار ) .
( 4 ) . جرعههاى جانبخش ، ص 216 ( به نقل از آينهء عرفان ، از بيان عبد اللّه جوادى آملى ) .
( 5 ) . همان ، ص 216 .
( 6 ) . محمود امجد .
( 7 ) . مهر تابان ، ص 104 .