نيز سرودهء خود حافظ است « 1 » ( با اينكه اين غزل در نسخهء قزوينى - غنى نيست ) . و هنگامى كه از ايشان پرسيده مىشد : « غير از خواجه چه كسى از شعراى فارسىزبان اهل كمال ، بهتر و زيباتر شعر سروده است ؟ » جواب مىدادند : « خواجه ! » هرگز ديده نشد كه مرحوم علّامه ، كسى را در رديف خواجه حافظ نام ببرند ؛ بلكه مىفرمودند : « گفتار خواجه بر طبق حال است ؛ اى كاش كسى مىتوانست غزليات او را بر طبق حالات سلوكى تنظيم كند ! » و همواره مىفرمودند : « چهكسى مىتواند غزليات حافظ را شرح كند ؟ ! » « 2 »
بجاست پس از بيانات مرحوم علّامه دربارهء حافظ ، چند كلام ديگر از اولياى خدا دربارهء حافظ نقل كنيم . بهيقين ، كسى كه با مقامات اين اوليا آشنا باشد ، به سادگى از سخنان آنان عبور نخواهد كرد .
الف - حضرت امام خمينى - رضوان اللّه عليه - در آثار خود ، علاوه بر اينكه حافظ را عارف خوانده ، در حقش هم دعاهايى مانند « قدّس سره » و « رحمه اللّه » كردهاند « 3 » و اين سياق و شيوهاى است كه تنها دربارهء شيعيان به كار مىرود ( مخصوصا از قلم كسى چون امام راحل - قدس سره - ) و گويى حافظ خطاب به ايشان سروده است :
من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم * لطفها مىكنى اى خاك درت تاج سرم
ب - آية الحق حضرت حاج شيخ جعفر مجتهدى - رحمة اللّه عليه - نيز به حافظ علاقهء عجيبى داشت و به ديوان او تفأل مىزد و مىفرمود : « حافظ براى همهء معصومان عليهم السّلام شعر سروده است . » « 4 » آن مرحوم به غزليات حافظ علاقهء بسيار داشت و گهگاه در جلسات توسلّى كه در محضرشان برپا مىشد ، ابياتى از او را به مناسبت ، با
هامش
( 1 ) . محمود امجد .
( 2 ) . جمال آفتاب و آفتاب هرنظر ، ج 1 ، ص 18 .
( 3 ) . شرح جنود عقل و جهل ، ص 127 و شرح دعاء السحر ، صص 11 و 18 و 148 و التّعليقة على الفوائد الرّضوية ، ص 116 و مصباح الهداية ، ص 52 .
( 4 ) . لالهاى از ملكوت ، ج 1 ، صص 206 - 208 ( به نقل از غلامعلى كريمى ) .