وسيلهء عمومى طى مىشد - چشمم به دختر بدحجابى بود و دلم به او مشغول . وقتى به مشهد رسيدم ، روى تشرف به حرم رضوى عليه السّلام را نداشتم . همان روزها براى نظافت روضهء منوّره اقدام شد و زوّار از آنجا خارج شدند و تنها آية اللّه ميلانى و علّامه طباطبائى به سوى ضريح مىرفتند . من ، همان دم ، پشت سر آن دو حركت كردم و وقتى آنها مشغول زيارت شدند ، از بدبختى و خسران خودم سخت به گريه افتادم و توبه كردم و در درون ، از گناهى كه از من سر زده بود ، خود را سرزنش مىكردم .
مدتى در آن حال بودم كه ناگهان آية اللّه ميلانى - بدون اينكه مرا بشناسد - به سمت من برگشت و مرا با نام خودم خواند و فرمود : " آقا فلان ! إنّ اللّه يحبّ العبد و يبغض عمله « 1 » ( گاهى ) پروردگار بندهاى را دوست دارد اما كردار آن بنده ، مورد غضب اوست . " » « 2 »
از يادگارهاى حيات سياسى ايشان هم ، مىتوان به تأكيد حكم اعدام حسنعلى منصور ( نخست وزير دستگاه شاه ) اشاره كرد « 3 » و اينكه مرحوم آية اللّه ميلانى نيز از عالمانى بود كه براى اعتراض به دستگيرى امام راحل ، مشهد را ترك كرده و براى اعتراض به دستگاه شاه به تهران آمدند و حمايت خود را از امام امت - رحمة اللّه عليه - اعلام كردند . « 4 »
11 . آية اللّه طباطبائى : از وقتى كه آقا محمد كوهستانى را در منزل آية اللّه ميلانى ديدم ، هيچ شبى نشد كه ايشان را فراموش كنم . « 5 »
عارف نفسشناس ، آية اللّه كشميرى نيز دربارهء مرحوم كوهستانى مىفرمود : « او
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ( فيض الاسلام ) ، ص 481 و بحار الانوار ، ج 46 ، ص 234 ( به نقل از امالى طوسى ) .
( 2 ) . اين داستان در سيرى در آفاق ص 298 و اسوهء پارسايان ، ص 107 با كمى تغيير ذكر شده است .
( 3 ) . هفتهنامهء شما ، 23 / 3 / 1381 ، ص 6 ( از بيان تقى خاموشى و اسد اللّه بادامچيان ) .
( 4 ) . خاطرات فقيه اخلاقى ، احمدى ميانجى ، ص 216 .
( 5 ) . بر قلهء پارسايى ، ص 349 ( به نقل از محمد ابراهيمى ) .