دو هزار « لن ترانى »
مفردى است منسوب به آية اللّه طباطبائى .
سحر آمدم به كويت كه ببينمت نهانى * « أرني » نگفته گفتى دو هزار « لَن تَرانى » « * » 1
هامش
( * ) حجة الاسلام امجد : در مجلس عقدى ، در حضور مقام والاى وِلاء ، به ايشان عرض كردم :
« دبستانى يا دبيرستانى يا دانشگاهى يا فوق دانشگاهى بخوانم ؟ » فرمودند : « بخوانيد ! » گفتم :
« شاعرى در مرحلهء دبستانى گفته است :چو رسى به طور سينا أرِني مگو تو بگذر * كه نيرزد اين تمنّى به جوابِ لَن تَرانيشاعر ديگرى در مرحلهء دبيرستانى سروده است :چو رسى به طور سينا ، أرِني بگو تو مگذر * چه خوش است از او جوابى ، چه تَرى چه لَن تَرانيو ديگرى در مقامى بالاتر گفته است :أرني كسى بگويد ، كه تو را نديده باشد * تو كه با منى هميشه چه جواب لَن ترانى ؟ !امّا به مرحوم علّامه طباطبائى منسوب است كه در مقامى بالاتر ، [ با دلى شكسته ] فرموده :
سحر آمدم به كويت . . . » ، و « آقا » خيلى خوششان آمد .