« راست » ، « پريشان » مىگفت ! باد سحر از ابرِ گلستان مىگفت * وز طرهء سنبل و قدِ بان مىگفت 1 گه گريهكُنان و گاه خندان مىگفت * بىخود سخن راست ، پريشان مىگفت ! 2