روزگار طباطبايى منظومهاى به فارسى سره و ناتمام است : دوستانم كه پاكداماناند * آشنا با من پريشاناند روزگار طباطبائى را * نيك دانند و خويش نيكاناند من مگر درد خود نمىدانم * يا مگر دوستان نمىدانند ؟ !