. . . ياد باد !
در نامهاى كه از روستاى « شادآباد » تبريز ، براى برادرشان مرحوم آية اللّه الهى نوشتند ، مشكلات زمين كشاورزى را برشمردند و نامه را با سرودن و نگارش اين ابيات به پايان بردند :
ز ياران و بزم طَرَب ياد باد ! * الهى دل مىخوران شاد باد !
روانخسته گشتم در اين كهنهدير * دلم خون شد اندر دهِ « شاد باد » 1
ز حالم مپرس و سرشكم ببين * عزيزم ! دگر لطف عالى زياد ! 2
روان است طبعم ولى وقت نيست * كه سازم تُهى اين دلِ نامراد 3