تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ز مهر افروخته ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

10 علّامه با امام و جهاد و شهيدان

حضرت علّامه با امام راحل - رضوان اللّه عليه - از قديم روابط دوستانه داشتند و براى ايشان احترام قائل بودند پس از انقلاب نيز - آن‌چنان‌كه شاگردشان حضرت آية اللّه جوادى آملى ، بيان مىكنند - امام امت را به عنوان بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران و رهبر كبير انقلاب شكوهمند اسلامى ايران پذيرفتند و همواره اين اصل را مايه سعادت ، سيادت و عظمت اسلام و مسلمانان مىدانستند . « 1 » در اين فصل ، ابتدا نكاتى از روابط علّامه با امام - رحمة اللّه عليهما - مىخوانيم ، سپس جملاتى از اولياى اللّه دربارهء آن يگانهء دوران ، و در آخر ، بيانات و خاطراتى از مرحوم علّامه دربارهء جهاد و شهيدان . 1 . هنگامى كه يكى از مشاهير فلسفه به قم آمده بود ، در مجلسى ، چون امام را نمىشناخت از امام پرسيد : « شما آقا طباطبائى هستيد ؟ » علّامه فرمودند : « طباطبائى منم ؛ ايشان آية اللّه خمينى ، استاد من هستند . » همه مىدانند كه علّامه طباطبائى سخن
هامش
( 1 ) . روزنامهء جمهورى اسلامى ، 25 / 8 / 1360 ه . ش ، ص 4 .