« امام خيلى قاطع كلام خود را مىگويد . » « 1 »
5 . يكى از اهل علم مشهد - كه مدتى در امر امام راحل دودل بود - مىگويد . « يكبار كه مرحوم علّامه به مشهد آمده بود ، دربارهء امام - رحمة اللّه عليه - از ايشان پرسيدم ، فرمودند : " اين مرد بر ملكوت مسلّط است . " »
6 . وقتى امام به قم رفته و در كوچهء استاد علّامه طباطبائى ساكن شده بودند ، همسايههاى اطراف براى سهولت رفتوآمدها ، خانهها را خالى كرده بودند . علّامه نيز به امام عزيز گفت : « اگر لازم است ما هم خانهمان را تخليه كنيم ؟ » امام به ايشان فرمودند :
« همجوارى شما براى ما مغتنم است . » « 2 »
7 . استاد احمدى : زمانى كه انقلاب پيروز شد ، امام در همسايگى علّامه مستقر شدند .
صوت بلندگوهايى كه به منزل محل اقامت امام راحل وصل شده بود ، خيلى زياد بود .
روزى خدمت علّامه طباطبائى بودم ، يك نفر به ايشان گفت : « با اين سروصدا اذيّت نمىشويد ؟ » مرحوم طباطبائى لبخندى زد و فرمود : « هرچه از دوست مىرسد ، نيكوست ! » با اينكه واقعا اعصابشان ضعيف بود و از سروصدا ناراحت مىشدند . « 3 »
8 . حجة الاسلام موسوى : خوشحالى استاد از پيروزى انقلاب اسلامى چندان بود كه نمىتوانستند از اظهار آن خوددارى كنند . روزى به من فرمودند : « دلم مىخواهد رژهء ارتشيان در برابر امام را ببينم . » عرض كردم : « هماكنون ارتشيان در كوچهاند و چند لحظهء ديگر ، رژهء آنان آغاز مىشود . » با هم پشت در منزل آمديم ؛ در را باز كردم و ايشان مدتى طولانى به تماشاى رژه ايستادند و مكرّر به من مىفرمودند : « چقدر جالب است ! چقدر
هامش
( 1 ) . خاطرات فقيه اخلاقى ، احمدى ميانجى ، ص 204 .
( 2 ) . برداشتهايى از سيرهء امام خمينى ، ج 5 ، ص 45 ( به نقل از مجلّهء اطلاعات هفتگى ، 19 / 6 / 1369 ه . ش ، از زبان سيد محمد بهشتى ) .
( 3 ) . خاطرات فقيه اخلاقى ، احمدى ميانجى ، ص 145 .