بگيرى ، نخوان . » « 1 »
48 . همان : روزى در يكى از كوچههاى نزديك حرم حضرت معصومه عليها السّلام با ايشان راه مىرفتيم . [ تا آن زمان ] چند جلد از الميزان را ايشان نوشته بود كه چاپ شده بود . به ايشان گفتم : « چرا شما مشكلنويس هستيد ؟ » پرسيد : « چطور ؟ ! » گفتم : « الميزان را كمى آسانتر بنويسيد تا همه متوجه آن شوند . » فرمود : « عجيب است ، الحمد للّه شما با مطالب من آشنا هستيد ؛ شما يك صفحه از الميزان را بنويسيد ، ببينيد آسانتر از اين مىشود يا نه ؟ ! » « 2 »
49 . همان : روزى از ايشان خواستيم كه « بحث انسداد » از كتاب كفاية الاصول را براى ما تدريس كند . فرمود : « من تدريس نمىكنم ؛ چون به نظر من انسداد درست نيست . » ما اصرار كرديم كه بگويد . فرمود : « من براى خدا در روز قيامت براى اين كار جواب حاضر نكردهام . اگر روز قيامت بگويند : " چرا عمر خودت و طلاب را تلف كردى ؟ ! " من جواب ندارم . اين درس را تدريس نمىكنم . » « 3 »
50 . آية اللّه مصباح : مرحوم علّامه طباطبائى ، در سن شصت سالگى ، مىفرمودند : « اگر ممكن بود كه من چند ماه درسم را تعطيل كنم و زبان بخوانم ، خيلى خوب بود ! » بىشك ، امروزه ، زبان خواندن براى محقق ضرورى است . « 4 »
51 . پس از آمدن آية اللّه سيد عبد الكريم كشميرى به ايران ، مرحوم علّامه به ديدن ايشان رفت و اين نكته را به عنوان هديه به ايشان بيان كرد : « هرگاه به مشكلى برخورديد ، به پشتبام رفته ، دو ركعت نماز خوانده و به امام زمان عليه السّلام هديه نماييد . پس از نماز ، رو به قبله ، تلاش كنيد خود را از افكار و پراكندگى و تشتّت خالى كنيد . در آن هنگام هرچه به ذهنتان رسيد ، اشاره و الهام و تلقينى است از حضرت ولى عصر عليه السّلام براى رفع مشكل . »
هامش
( 1 ) . خاطرات فقيه اخلاقى ، احمدى ميانجى ، صص 151 و 152 .
( 2 ) . همان ، ص 152 .
( 3 ) . اسوهء پارسايان ، ص 115 .
( 4 ) . در محضر بزرگان ، ص 16 .