رجوع فلاسفه بر ادلّهء عقليّه فضول نيست ؛ بلكه آنها اولا اثبات كردهاند كه حجيّت ظواهر دينيّه متوقف است بر برهانى كه عقل اقامه مىكند ؛ و عقل نيز از اعتماد و اتكائش به مقدّمات برهانيّه ، فرقى بين مقدّمهاى و مقدّمه ديگرى نمىگذارد .
بنابراين اگر برهان بر امرى اقامه شد ، عقل اضطرارا بايد او را قبول كند .
و ثانيا ظواهر دينيّه متوقف است بر ظهورى كه در لفظ بوده باشد ؛ و اين ظهور دليل ظنّى است و ظنّ نمىتواند با علم و يقينى كه از اقامهء برهان بر چيزى حاصل شده ، مقاومت كند .
و امّا مسئله تمسّك به برهان عقلى در مسائل اصول دين و سپس عزل كردن عقل را در اخبار آحادى كه در معارف عقليه وارد شده است و عمل نكردن به آن ، نيست مگر از قبيل باطل كردن مقدّمه بهسبب نتيجهاى كه از همان مقدّمه استنتاج مىشود ؛ و اين تناقض صريح است - و اللّه الهادى - .
پس اگر اين ظواهر بخواهند حكم عقل را ابطال كنند ؛ اولا مفاد حكم خود را كه حجيّتشان مستند به حكم عقل است ابطال كردهاند .
و راه استوار و احتياط دينى براى كسانى كه گامى متين در ابحاث عميقهء عقليه نگذاردهاند ، اين است كه به ظاهر كتاب و ظاهر اخبار مستفيضه عمل كنند ، و علم به واقع امر را به خدا ارجاع دهند ؛ و از ورود در ابحاث عميقهء عقلّيه اثباتا و نفيا خوددارى كنند . اما اثباتا چون اثباتش ، مظنّهء ضلال و گمراهى است ؛ و در آن هلاكت دائميّه است .
و اما نفيا چون در آن منقصت گفتار بدون علم مىباشد ؛ و يارى كردن دين به آن
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 623
مساهمون: مراد على شمس
ص٦٢٣