و من از آنچه به نظر خود در مواضع مقرّر ، لازم مىدانم بنويسم ؛ يك كلمه كم نخواهم كرد .
لذا بقيّهء مجلدات بحار ، بدون تعليقهء علّامه طباطبايى طبع شد ؛ و اين اثر نفيس فاقد تعليقات علّامه گرديد .
* دو تعليقهاى كه باعث تعطيل تعليقات شد
دو تعليقه از تعليقات علّامه كه آنها باعث تعطيل تعليقات شد در اينجا آورده مىشود ؛ و قضاوت آن بهعهدهء خوانندگان و اهل تحقيق گذارده مىشود .
اوّل : تعليقه صفحهء 100 از جلد اوّل كه چون علّامهء مجلسى معانى مختلفى را از نزد خود براى عقل نموده است ؛ ايشان اين معانى را ردّ نموده ، و مىگويند :
آنچه را كه او - كه رحمت خدا بر او باد - معانى مختلف براى عقل ذكر مىكند ، به ادّعاء اينكه اين معانى در اصطلاح ، معانى عقل هستند ؛ چنانچه بر شخص خبير و مطّلع در اين ابحاث پوشيده نيست ؛ نه منطبق است به اصطلاح اهل بحث ؛ و نه منطبق است برآنچه عامّه مردم از غير اهل بحث ، آن را معانى عقل مىشمرند .
و آنچه او را در اين واقعه افكنده است دو چيز است :
اول : سوءظنّ به بحثكنندگان در معارف عقليه از راه استدلالات عقليّه و براهين فلسفيّه .
دوم : آن راهى را كه خود او در طريق فهم معانى اخبار پيش گرفته ، و پيموده است ؛ و آن اين است كه جميع روايات را از طريق بيان ، در مرتبهء واحدى دانسته است ؛ و آن همان مرتبهايست كه افهام عامّه مردم بدان دسترسى دارند ؛ با اين