دعوى كه اين مرتبه همان منزلهايست كه معظم اخبارى كه جواب سؤالهاى مردم را از ائمه عليهم السّلام كردهاند مشخص مىسازد .
درحالىكه مىدانيم در اخبار ، مطالب عاليه و نفيسهايست كه به حقائقى اشاره دارد كه بدانها غير از افهام عاليه و عقول خالصه كسى دسترسى ندارد .
و در يك سطح قرار دادن اخبار ، موجب شده است كه معارف عاليهايكه از ائمه عليهم السّلام افاضه شده است ، اختلاط پذيرد ، و بيانات عاليه بعلّت تنزّل آنها به منزله ايكه منزلهء آنها نيست فاسد گردد ، و بيانات ساده نيز بعلّت عدم تعيّن و تميّز ، ارزش خود را از دست بدهد .
هريك از سؤالكنندگان از راويان احاديث ، در سطح واحدى از فهم و ادراك نبودهاند ؛ و هر حقيقتى نيز در سطح واحدى از دقت و لطافت نمىباشد ، و كتاب خدا و سنّت رسول خدا مشحون است از اين كلام كه معارف دينى داراى مراتب مختلفى هستند ؛ و براى هر مرتبه افراد خاصّى مىباشند .
الغاء كردن و ناديده گرفتن مراتب ؛ موجب از بين رفتن معارف حقيقيّه خواهد شد .
دوم - تعليقهء صحفه 104 از جلد اوّل ، كه بعد از آنكه علّامه مجلسى قول به عقول مجرّده را رد مىكند و مىفرمايد : تجرّد عقول عقلا محال است ؛ و تجرّد اختصاص بذات واجب دارد ؛ و كلام فلاسفه را فضول قلمداد مىكند ؛ و بعد از آن كه گفته است : و بنابر آنچه گفتهاند ممكن است كه مراد از عقل همان نور پيغمبر باشد كه از آن انوار ائمه عليهم السّلام منشعب شده است ؛ علّامه طباطبايى در اينجا تعليقه دارند كه :
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 622
مساهمون: مراد على شمس
ص٦٢٢