و يا سايهها ) . و چنانكه گاهى در ابيات مولوى ديده مىشود :
تا بدانى كاسمانهاى سمى * هست عكس مدركات آدمى
گر نبودى عكس آن سرو سرور * پس نخواندى ايزدش دار الغرور
و امّا در باب اديان كه البته منظور اديان حقه الهى است ، استناد آنان به وحى دربارهء مصالح و مفاسد واقعى بشرى است كه خود بشر ناتوان از درك آنهاست و همچنين دربارهء خصوصيات اصول و عقايد است كه عقول جزئى و حواس راهى به آنها ندارد .
و اين استناد به وحى به هيچوجه منكر واقعيتهاى خارج از ذات كه وصول به آنها از راه حواس و ساير ابزار شناخت امكانپذير است ، نمىباشد . دين اسلام را در اين مسأله در نظر مىگيريم : اين دين ، هم بهطور غيرمستقيم و هم بهطور مستقيم ثبوت واقعيت جهان برون از ذات انسانى را سخت مورد تأكيد قرار داده است .
1 - ثبوت واقعيت بهطور غيرمستقيم در آيات بسيار فراوان از قرآن كه از صدها تجاوز مىكند ، عبارت است از آن آيات قرآنى كه به انسان دستور مىدهد :
هم به واقعيتهاى درونى خود توجه كند و هم به واقعيتهاى برونى كه در ديدگاهش قرار گرفته است .
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ
« 1 » ، و در آيات ديگر
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ - الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ
« 2 » و همچنين آن گروه از آيات
هامش
( 1 ) سورهء فصلت ، آيهء 53 ، ( بهزودى نشانههاى خود را در افقها [ ى گوناگون ] و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود ) .
( 2 ) سوره آل عمران ، آيات 190 و 191 . ( مسلما در آفرينش آسمانها و زمين ، و در پى يكديگر آمدن شبوروز ،