تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
چيزى كه با فكر و دست بشرى انجام بگيرد ، مسلما باانگيزگى هدف و به‌وسيلهء امكاناتى است كه در اختيار سازنده قرار مىگيرد . لذا ، اگر هدف از تغيير اجزاى طبيعت ايجاد وسائل رفاه و آسايش و زندگى سالم بوده باشد ، سازندگى مزبور قطعا با شناخت لازم همراه خواهد بود . چنان‌كه اگر هدف از تغيير و دگرگونى انسان به فعليت رساندن همه ابعاد مثبت و استعدادهاى وجودى او بوده باشد ، حتما چنين كارى بدون شناخت انسان امكان‌ناپذير خواهد بود ، لذا هيچ‌گونه سازندگى و دگرگون نمودن مثبت بدون شناخت ، قابل تصور نيست . و اين قانون نه شرق مىشناسد و نه غرب ، چنان كه نه ديروز مىشناسد و نه امروز و نه فردا را ! مسأله چهارم - ضرورت تحصيل انسجام و هماهنگى هردو قلمرو « انسان آن چنان‌كه بايد » و « جهان آن‌چنان‌كه هست » و « جهان آن‌چنان‌كه وسيله‌اى براى رشد و كمال انسان‌ها باشد » ، براى هر متفكرى كه بخواهد به اين سؤالات : من كيستم ؟ از كجا آمده‌ام ؟ براى چه آمده‌ام ؟ و به كجا مىروم ؟ جواب قانع‌كننده بدهد ، نه اين‌كه آن‌ها را زير پاى خيالات و اصطلاح‌بافى پايمال و نابود سازد ، بديهىترين مسأله‌ايست كه بىنياز از اثبات است . باز بايد گفت : همين مسأله باانگيزهء منطقى كه متذكر شديم براى هركسى مطرح شود ، قطعا بايد به‌دنبال پيدا كردن پاسخ آن برود ، اگرچه شرايط گوناگون ذهنى انسان‌ها به پاسخ‌هاى متنوعى رهنمون شوند . شما عين همين سؤالات را يا صراحتا و يا تلويحا در افكار مغرب‌زمينىها از زمان افلاطون تاكنون با عبارات گوناگون خواهيد ديد ، چنان كه در مشرق‌زمين :