تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
ما در دوران خود شاهد بعضى از متفكران در مغرب‌زمين بوده‌ايم كه با « جز اين نيست‌هاى جزمى افراطى همهء تراوشات فكرى بشرى را طرد مىكنند . اين حالت در بعضى از مشرق زمينىها هم وجود دارد . مولوى اين بيمارى را هفتصد سال پيش چنين تشخيص داده است :
سخت‌گيرى و تعصب خامى است * تا جنينى كار ، خون‌آشامى است
مطلب پنجم - فلسفه‌هاى مغرب‌زمين بر تفكيك انسان و جهان « آن‌چنان‌كه هستند » از انسان و جهان « آن‌چنان‌كه بايد » شديدا تأكيد مىورزند . در صورتى كه فلسفه‌هاى مشرق زمينيان نه تنها بر تفكيك مزبور تأكيد نمىورزند ، بلكه كمال معرفت بشرى را در انسجام و هماهنگى هردو قلمرو مىدانند . اين مطلب هم به‌عنوان مختصات هريك از دو فلسفه شرق و غرب ذكر شده است ، و يا ممكن است چنين مطلبى براى تفكيك دو نوع فلسفه از همديگر گفته شود . بهرحال ، اين تفكيك و تفاوت نيز مانند گذشته‌ها خيال و پندارى بيش نيست . براى توضيح اين مدعا ، مسائل زير را درنظر مىگيريم : مسأله يكم - چگونه مىتوان « انسان آن‌چنان‌كه هست » را « انسان آن‌چنان‌كه بايد » تفكيك نمود ، درصورتىكه هر انسانى در هر جامعه‌اى و در هردورانى كه چشم به اين دنيا باز مىكند و در يك خانواده كه جزئى از جامعه است قرار مىگيرد ، بدون استثناء امواج آداب‌ورسوم فرهنگى و مقررات و قوانين اخلاقى و اقتصادى و اجتماعى و سياسى بر سرش مىتازند و اين موجود را در خود غوطه‌ور مىسازند . پس اين انسان چه بخواهد و چه نخواهد تبلورى از