تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
صاحبنظر و ديگر تفكرات او دربارهء مسائل مشابه و غيرمشابه او ، تأويل نظريهء او براى به‌دست دادن يك معناى صحيح كاملا منطقى است . ثانيا - اين‌كار گام مناسبى در راه تقليل اختلافات نظرى است . اختلافاتى كه گاه با يك توجه ، قابل منتفى شدن هستند . بديهى است كه هردو نوع انتقاد و تأويل براى بدست آوردن يك معناى صحيح ، چون از منطق واقع‌يابى برخوردار است ، نه شرق مىشناسد و نه غرب ، و يا نبايد در اين منطق واقع‌يابى ، اختلافات اقليمى اختلالى وارد بسازد . امّا اين‌كه در مشرق‌زمين احترام به شخصيت‌هاى فلسفى و حكما مورد تأكيد است ، اين مطلب هم قابل تجديدنظر است ، زيرا : اولا ، چنان‌كه در مشرق‌زمين شخصيت‌هاى فلسفى و علمى بزرگى هستند كه احترام ديگر شخصيت‌ها را چه در قلمرو فلسفه و چه در قلمرو علم از ديدگاه اصول انسانى لازم مىدانند ، همچنين در مغرب‌زمين هم با اين‌گونه اشخاص اخلاقى كه داراى وجدان و تقواى جهان‌بينى و علمى هستند ، آشنائى داريم ، ما در برابر راسل بىملاحظه ، وايتهد باشخصيت اخلاقى و كاپلستون و ماكس پلانك هم داريم كه به‌اضافهء داشتن دانش ، انسان‌هاى اخلاقى هم هستند ، اين احترام در مشرق‌زمين كه به‌طور فراوان ديده مىشود معلول تقليد و تحت تأثير قرار گرفتن در جاذبهء شخصيت‌ها نيست ، بلكه چنان‌كه ممكن است ناشى از آن باشد ، ناشى از احترام به خود معرفت نيز است و اين احترام به معرفت هم از جنبهء اخلاق عالى انسان لازم است و هم از خطر « اينست و جز اين نيست » كه موجب طرد احساساتى نظريهء هر صاحب‌نظرى مخالف مىباشد ، جلوگيرى مىنمايد ،
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 570 | مراد على شمس