مىكنيم :
1 - جان برنال مىگويد : « اسلام از همان آغاز ، دين دانش و سواد شمرده مىشد . . . به علاوه ، شهرهاى اسلامى بر خلاف شهرهاى امپراطورى رم خود را از مابقى جهان شرق منزوى نكرده بودند ، اسلام محل التقاى دانش آسيايى و اروپايى بود . بالنتيجه اختراعات كاملا جديدى صورت گرفت كه براى تكنولوژى يونانى و رومى ناشناخته يا دسترس ناپذير بود .
از جمله مىتوان مصنوعات فولادى ، كاغذسازى ابريشمى و ظروف چينى لعابى را نام برد ، اين اختراعات به نوبت خود مبناى ترقيات بيشترى شد كه موجب تحرّك غرب و تحقق انقلاب قرن 17 و 18 را در اين ديار فراهم آورد » « 1 » .
2 - باز همين محقق مىگويد : عبارت بسيار جالبى دربارهء سرگذشت علم چنين مىگويد : « در واقع اگر بنا مىبود فقط به تاريخ علم بپردازيم ، بسيار منطقىتر بود كه سراسر دورانى را كه از قرن هفتم ( قرن اوّل هجرى ) آغاز و به قرن چهاردهم ( قرن هفتم هجرى ) ختم مىشود صرفنظر از اختلاف زبانى كتابها ، سريانى ، فارسى ، هندى ، عربى يا لاتين ، فصل واحدى در ترقيات فكرى و ذهنى انسان تلقى كنيم » « 2 » .
3 - زيگريد هونكد مىگويد : « ما تنها وارث يونان و روم نيستيم ، بلكه وارث جهان فكرى اسلام نيز مىباشيم كه بىشك مغربزمين مديون آنست » « 3 » .
4 - همين محقق باز مىگويد : « عرب ( مسلمين ) با تجربهها و كاوشهاى
هامش
( 1 ) علم در تاريخ ، جان برنال ، ج 1 ص 206 ترجمهء آقاى اسد پور پيرانفر و آقاى كامران فانى .
( 2 ) همان ، ص 218 .
( 3 ) علم از ديدگاه اسلام ، تأليف اينجانب [ محمد تقى جعفرى ] ، ص 16 .