تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
فلسفى كه از دورانهاى گذشته به يادگار مانده است ، مطلوب ، بلكه از ديدگاه برخى از متفكران آن سرزمين ضرورى تلقى مىگردد ، درصورتىكه فلسفه و جهان‌بينى شرقى به آن اصول و قواعد با ديدهء احترام مىنگرد و كمتر به انتقاد از آن‌ها مىپردازد . 5 - فلسفه‌هاى مغرب‌زمين براى تفكيك انسان و جهان « آن‌چنان‌كه هستند » از انسان و جهان « آن‌چنان‌كه بايد باشد » شديدا اصرار مىورزند ، مگر بعضى از مكتب‌هايى كه در قرن نوزده به‌وجود آمده است . ولى فلسفه‌هاى شرق براين تفكيك تأكيد نمىكنند ، بلكه كمال معرفت بشرى را در انسجام و هماهنگى دو قلمرو مىدانند . به‌نظر مىرسد كه هيچ‌يك از اين تفاوت‌ها در هيچ‌يك از دو اقليم كليت ندارد و نمىتواند مشخص و متمايزكنندهء تفكرات آن‌دو بوده باشد . پيش از ورود به بررسى تفاوت‌هاى مزبور ، سه اصل مهم را مورد تذكر قرار مىدهيم : اصل يكم - موقعيتهاى متنوع متفكران در ارتباط با انسان و جهان ، مسائلى مناسب آن موقعيت‌ها به‌وجود مىآورد ، و چون آن مسائل گسيخته از انسان و جهان نيست ، لذا براى هر متفكرى كه آن موقعيت‌ها به‌وجود بيايد ، همان مسائل براى او نيز مطرح خواهد شد . اصل دوم - هيچ واقعيتى در اين دنيا براى انسان متفكّر روشن نمىشود مگر اين‌كه در پيرامون نزديك يا دور بالنسبة به آن واقعيت روشن شده ، تاريكىها و نيمه تاريكىها وجود دارد .