خارجى مىباشد و همچنين صرف آنكه فرد مجرد خارجى همه كمالات فرد مادى را واجد است دليل برآن نيست كه هردو از يك ماهيت مىباشند ، نظير علّت و معلول كه تمام كمالات وجودى معلول را علت به نحو احسن داراست ولى داخل در مهيت معلول نيست .
خلاصه آنكه پذيرش موجودهاى مجرد عقلى طبق براهين وجود عالم عقل كاملا سهل است و نيز آن موجودات مجرد حقايق موجودات جهان ماده بوده و موجودات جهان ماده نيز رقائق آنها باشند مورد قبول و تصريح حضرت استاد مىباشند ولى اتحاد نوعى ارباب انواع با افراد مادّى موردنظر « 1 » و نقد معظم له است و در نتيجه مثل افلاطونيه و ارباب انواع باآن خصوصياتى كه از حكماء الهى نقل شد مورد قبول علّامه نيست .
6 - در بحث قوه و فعل و ارجاع آن به ثابت و سيال و مسأله حركت به ويژه حركت جوهرى مطالبى نغز دارند كه برخى از آنها استنباط ظريفى از كتابهاى صدر المتألّهين و بعضى از آنها اجتهاد عميقى است برپايهء حركت جوهرى ، گر چه مورد قبول ملاصدرا قرار نگرفته بود ، حضرت علّامه مىفرمود :
بنيانگذار حركت جوهرى گرچه تحول بنيادين در بسيارى از مسائل فلسفى ايجاد كرد ولى به تشريح همهء ابعاد و طرح تمام فروع و نتايج آن نپرداخت .
نمودارى از ثمرات گرانقدر حركت جوهرى كه مورد تحقيق مبسوط حضرت استاد بود ولى برخى از آنها كاملا مورد عنايت بزرگ حكيم اماميه مرحوم ملاصدرا قرار نگرفت يا آنكه مورد نقد و رد آن حكيم متأله واقع شده بود ذيلا
هامش
( 1 ) نهاية الحكمة ، ص 280 ، و تعليقه بر اسفار .