تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
قدر بود كه در طول بيست سال و در خلال مقابلهء چهل جلد ، مكرّرا مرحوم استاد از حقير تشكر مىكرد و مىفرمود : زحمتى كه شما در اين‌كار تحمل كرده و مىكنيد خيلى بيشتر از زحماتى است كه من در تهيهء متن اصلى آن تحمل نمودم . در طول اين مدت بسيار مىشد كه متن عربى مفهوم نمىشد و با ايشان در ميان مىگذاشتم و ايشان معناى عباراتى كه خود نوشته بودند مطالعه مىكردند و سرانجام با تبادل نظر ، چيزى قريب به آن الفاظ مىنوشتم و ايشان مىپسنديدند ، اما شيوهء ترجمهء من در كار تفسير اين بود كه متن عربى را به‌دقت مىخواندم به طورى كه هيچ نقطهء ابهامى برايم باقى نماند ، آنگاه به فارسى مىنوشتم « 1 » . ايشان در جائى گفته است ، هرسال دو جلد ترجمه مىكردم و دو ماه هم به مقابله مىپرداختم امّا در مورد جلد اخير كه بعدا دستور ترجمه آنها را به بنده دادند ( منظور از مجلّدات اوّل تا دهم است كه قبلا توسط فضلاى حوزه ترجمه شده بود ) پس از مقابله سه جلد آن احساس كردم كه توجهى به مطالب علمى ندارند و خودشان مىفرمودند : من چيزى يادم نيست . لذا خدمت ايشان عرض كردم : بهتر است من مزاحم حضرت عالى نشوم و با آقاى شب زنده‌دار مقابله كنم فرمودند : خيلى خوب است . استاد همدانى طى خاطرهء ديگرى مىگويد : يك روز در حسينيه همدانىهاى تهران آقايى به من مراجعه كرد و گفت : من خيلى دنبال شما گشتم و بالاخره شما را پيدا كردم ، خواستم از شما بخاطر ترجمه تفسير الميزان تشكر كنم ، شما بااين اقدام ، دانشگاهى را به‌روى ايرانيان و فارسى زبانان باز كرديد البته اگر ما قدر
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 23 ، و نيز آينه عرفان ، ص 9 ، مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 243 .