را فرمودند من در آخر كار باز سماجت كردم و گفتم : آقا واقعش اين است كه من هنوز قانع نشدهام و لو توضيحات خوبى فرموديد . اجازه بدهيد كه من بنويسم .
فرمودند : عيبى ندارد . اشكال را خيلى مفصل نوشتم و خدمتشان آوردم . گفتند :
اوه شما اينقدر مفصل مىنويسيد من جوابش را چقدر بنويسم گفتم : مىفرماييد چه كنيم ؟
فرمودند : اشكال خلاصه شده و جواب خلاصه در پاورقى است . ما هم قبول كرديم و در ضمن آوردن خلاصهء ايراد ، عين جواب ايشان را نوشتيم و اين الان به عنوان يك سند در آن پاورقى تفسيرى كه من ترجمه كردم ضبط و محفوظ است .
اين مسأله براى من خيلى آموزنده بود و مؤثر واقع شد كه يك مرد بزرگ نسبت به نظرات شاگرد اينقدر احترام بگذارد و كرارا اين قضيه را در جلسات بهعنوان صفاى روح و معنويت مرحوم علّامه طباطبايى نقل كردم . « 1 »
الميزان و منابع
عظمت و گستردگى ، ژرفايى ، صلابت و استوارى مطالب « الميزان » مورد اتفاق همه كسانى است كه بااين اثر و ابعاد گوناگون آن آشنائى دارند و به دور از هر گونه پيشداورى دربارهء آن به قضاوت مىنشيند ، علّامه در سامان دادن اين اثر ثمين گذشته از قرآن كه منبع وى در تفسير بوده به بيش از صد و هشتاد منبع تفسيرى ، روايى ، لغوى ، تاريخى ، علمى ، اجتماعى ، فرهنگى ، و . . . مراجعه كرده كه برخى از اين منابع داراى مجلّدات متعددى مىباشد « 2 » . حتى از كتب مقدّس
هامش
( 1 ) برگرفته از روزنامهء اطلاعات ، 26 / 8 / 67 شماره 18614 ؛ مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، 245 .
( 2 ) مجله حوزه شماره مسلسل ، شمارهء 21 ، مرداد و شهريور 1366 ، مقاله شناسايى برخى از تفاسير شيعه ، ص 59