تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
است و الفاظ كوتاه و معانى زيادى دارد و به عللى موفق به ادامه اين كار نشدم يك بار خدمتشان آمدم و عرض كردم : آقا شما استاديد و بزرگوار و صاحب‌نظريد ، ولى من هم آدمى هستم كه نمىتوانم در همه مسائل تقليد بكنم ، در اين بحث‌هاى شما كه ترجمه مىكنم مىخواهم استقلال فكرى خودم را از دست ندهم . اگر جائى اختلاف‌نظر داشتم آيا اجازه مىفرماييد در پاورقى نظر خويش را بنويسم يا اجازه نمىفرماييد ؟ ايشان جملهء خيلى پرمعنايى فرمودند و درحالىكه تبسّم بر لبانشان آشكار بود گفتند : آقاى مكارم اگر ما از خودمان انتقاد بكنيم بهتر از اين است كه ديگران از ما ايراد بگيرند . بگذاريد ما خودمان بحثهايمان را نقد كنيم . نه آن‌كه بيگانه‌ها اين‌كار را بكنند . بعد افزودند : پيشنهادى كه دارم اگر شما جايى ايرادى داشتيد قبلا بياييد با من بحث كنيد اگر من شما را قانع كردم تمام . گفتم اگر قانع نشدم چى ؟ فرمودند ايرادتان را در پاورقى نوشته ، جواب من را هم مىنويسيد و قضاوت را به خوانندگان وا مىگذاريد . يك استاد با شاگردش تا اين اندازه بلندنظرى داشته باشد مهم است . شروع كرديم به ترجمه تفسير تا آن‌كه به مباحث جبر و تفويض رسيديم كه من به فكر خودم در بعضى از نظرات با ايشان هماهنگ نبودم ، خدمتشان عرض كردم : آيا آن محبتى كه فرموديد در اوّل كار و قرارى كه گذاشتيم . الان من آمده‌ام وفاى به آن عهدى را بخواهم . مىخواهم در اينجا پاورقى نوشته و از بحث شما ايرادى بگيرم ، فرمودند اشكالى ندارد بفرماييد ببينم اشكال شما چيست ؟ در يكى از شب‌ها كه خدمتشان بودم و اشكال را مطرح كردم ايشان نظراتشان