سخن گفته است « 1 » و بههمين دليل ، مسأله توقيفى بودن تنظيم آيات از مسائل اختلافى مىباشد و انكار نظم فعلى آيات ، بهعنوان نظم زمان نزول قرآن از مصاديق تحريف بهحساب نمىآيد .
علّامه در زمينه آيهء 42 سوره آل عمران و « محدّثه » بودن حضرت مريم ، بحثى روايى را مطرح كرده تا معنى كلمه « محدّثه » را در پرتو روايات بازشناساند ، امّا ذيل آيه 52 سوره حجّ هيچگونه اشارهاى به سخن مرحوم شبّر و يا روايت مشتمل بر كلمه « و لا محدث » ندارد .
از سوى ديگر ، سالوس مدّعى است كه شبيه روايت شبّر در ميان روايات اهل سنت يافت نمىشود ، درحالىكه اگر به تفسير « الدر المنثور » مراجعه مىداشت ، مىديد كه ابن عباس و سعد نزول آيه را به شكل زير دانستهاند :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ
و لا محدث « 2 » .
بنابراين اگر نقل و تحليل اينگونه روايات بهمعنى ترديد در تحريف قرآن به حساب آيد ، تمامى كسانى كه بهنقل آنها پرداختهاند ، در دام اين مشكل گرفتارند !
روايت مشتمل بر كلمه « إلى أجل مسمّى » در آيه 24 از سوره نساء ، نيز اختصاص به شيعه و الميزان ندارد و سيوطى روايات چندى را در اين باب نقل كرده است :
« ابى حاتم از ابن عباس روايت كرده است : ازدواج موقت در صدر اسلام ، مشروعيت داشت . وقتى مردى به ديارى قدم مىنهاد و به همسر نياز پيدا مىكرد تا به اصلاح امور زندگى او بپردازد ، با زنى ازدواج مىكرد ، او آيه را اينگونه
هامش
( 1 ) سيوطى ، جلال الدين ، الاتقان ، شريف رضى ، 1 / 214 .
( 2 ) سيوطى ، جلال الدين ، الدر المنثور ، 6 / 65 .