زمينههاى ياد شده ، هرچه باشد ، اين ارزش را به همراه دارد كه در منظر نگاه اهل دانش ، كتابى گرانسنگ و منطقى و مستدل را بهعنوان شناخت آراى شيعى معرفى كرده است « 1 » .
* نقدهاى خصمانه
پارهاى از نقادىهايى كه دربارهء الميزان صورت گرفته ، متأسفانه با كينهتوزى و اتّهام همراه بوده است . از جمله دكتر على سالوس ، بيشتر به نقدهايى از اين دست ، روى آورده و كوشيده است كه در مخاطبانش نسبت به شخصيت علّامه و تفسير الميزان ، ذهنيت منفى بهوجود آورد « 2 » .
او مدّعى است كه صاحب الميزان نتوانسته است ، خود را معتقد به پيراستگى قرآن از تحريف سازد و از ترديد و دودلى برهاند و اين ترديد بر الميزان سايه افكنده است ! او براى اثبات ادعاى خود ، مىنويسد :
« نويسنده الميزان به قصد حمايت از اعتقاد به امامت ، در برابر تحريف ، موضع ناپسنديدهاى گرفته و به جابهجايى آيات و وسيله صحابه ، اعتقاد داشته و گفته است : آيه تطهير ( احزاب / 33 ) به هنگام نزول ، جزء آيات مربوط به همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم نبوده و ارتباط به
هامش
( 1 ) رومى ، فهد بن عبد الرحمن ، اتجاهات التفسير فى القرن الرابع عشر ، 1 / 239 - 247 .
( 2 ) سالوس ، ملّيت مصرى دارد ، مدتى در دانشگاه قطر ، استاد فقه و اصول بوده است و او عقيده شيعه در مورد امامت را مانع تقريب مذاهب مىداند و بههمين دليل تلاش « دار التقريب » را بيهوده مىشمارد . مراجعه شود به :
سالوس ، على ، بين الشيعة و السنة ، دراسة مقارنة فى التفسير و اصوله ، مكتبة ابن تيمية - دار الاعتصام ، مقدمه / 5 - 7 .