است : ( فما استمتعتم به منهنّ الى أجل مسمّى فآتوهنّ اجورهنّ ، ) سپس نظر خود را درباره اين روايت و روايات مشابه آن ، اينگونه توضيح مىدهد : « شايد مراد از اينگونه روايات ، توضيح معنى مقصود از آيه باشد نه نزول لفظى » « 1 » .
بنابراين او ( علّامه ) قطع ندارد به اينكه قرآن از تحريف مصون مانده است يا نه « 2 » .
استدلال سالوس از سه بخش تشكيل شده و به گمان او هريك از اين سه مطلب نقشى در جهت اثبات ترديد علّامه نسبت به تحريف قرآن دارد . نويسنده مطالب را به گونهاى تنظيم كرده است كه مطالعهكننده ناآگاه به شخصيت علّامه و افكار او را مىتواند متقاعد سازد كه علّامه درباره وقوع تحريف در قرآن گرفتار ترديد بوده است !
آيا به واقع نويسنده ، از نظر علّامه دربارهء عدم تحريف قرآن بىخبر بوده است و بحث مفصل و سى صفحهاى او را در اثبات مصونيت قرآن از تحريف ، مورد توجه قرار نداده است « 3 » !
اگر « علّامه » ناهمخوانى بعض آيات را با آيات قبل و بعدش ، نشانى از احتمال دخالت بعضى از اصحاب در تنظيم آيات مىداند ، اين تنها او نيست كه چنين احتمال داده است ، بلكه اين مطلب در روايات اهل سنت نيز ديده مىشود و از عالمان اهل سنت ، ابن حجر نيز از تنظيم و تربيت آيات براساس اجتهاد صحابه
هامش
( 1 ) الميزان ، ج 4 ، ص 308 .
( 2 ) سالوس ، على ، بين الشيعة و السنة ، 257 - 259 .
( 3 ) تفسير الميزان ؛ ج 12 ص 104 - 133 .