ادبى و اشارات علمى و ارزشها و نيز شرح و تفسير و رفع ابهامها كه به آن نياز دارند ، برآورده نموده ، با ذوقى سرشار و قدرتى شگرف ، تمامى ابعاد آن را مورد بررسى قرار داده است .
* پيشفهمها و پيشفرضهاى علّامه در تفسير
اين يك امر طبيعى است كه هركسى كه در رشتهاى از علوم و معارف خبره است ، هرگاه با آيهاى كه در رابطه باهمان رشته است برخورد كند ، طبعا بهتر از ديگران آن آيه را مىفهمد . مثلا وقتى يك فقيه ، با آيهاى مربوط به فقه برخورد مىكند ، آن آيه را بهتر از كسى كه اديب است ، ولى از فقه اطلاعى ندارد ، مىفهمد .
يا فرض كنيد اگر آيهاى ، اشاره به يكى از مسائل علمى آفرينش جهان دارد ، كسى كه از اينگونه دانشها بىاطلاع است ، متوجه اشاره آن آيه نمىشود ، ولى براى يك دانشمند متبحّر در زمينه يادشده ، اين نكته جالب توجه است و به گونه عميق آيه را مىفهمد .
لذا بنده عقيدهام اين است كه تفسير قرآن بايد بهصورت گروهى انجام شود ، به اين معنى كه جمعى كه در رشتههاى گوناگون تخصص دارند ، قرآن را مورد مطالعه و دقت قرار دهند و هر گروه در رابطه با تخصص خود ، آيات مربوط را روشن سازند .
بنابراين علّامه كه در فلسفه و عرفان تخصص دارد ، خواهناخواه ، آيات در اين رابطه را بهتر از كسى كه از فلسفه بىاطلاع است ، مىفهمد ، و اين امرى طبيعى است و جاى انتقاد نيست . و علّامه نيز اين را بهصورت انتقاد مطرح نكرده